سرهنگ روی کرانین سالخورده (تیلور)،در آستانه جنگ جهانی
دوم،بر روی پل واترلو می ایستد و میرا لستر (لی) دختر رقاص باله ای که در طول جنگ
جهانی اول با او آشنا شد و عشقی که آنها به هم داشتند را بیاد می آورد.آنها موفق
نمی شوند تا پیش از اعزام سرهنگ به خط مقدم با یکدیگر ازدواج کنند و دختر نیز بخاطر
اینکه که اجرای خود را رها می کند تا پیش از اعزام روی با او خداحافظی کند،از گروه
باله اخراج می شود.فقر و خبر کشته شدن سرهنگ کرانین،باعث می شود تا او به هرزگی روی
بیاورد.اما در شبی،میرا او را می بیند.اما دیگر عشق و علاقه ای که در گذشته میان
ان دو بود وجود ندارد چرا که میرا دیگر آن میرای سابق نبود و او متوجه شد که بخاطر
روی هم که شده باید این عشق آنها به پایان برسد.
501Must-See Movies: Alexander's Ragtime Band
دوران ممنوعیت در نیویورک است.راجر گرانت جوان
(پاور) تمرینات موسیقی کلاسیک خود را ول می کند تا "گروه موسیقی ضربی
الکساندر" را تشکیل دهد.او استلا کربی را بعنوان خواننده گروه استخدام می کند
و بزودی در می یابند که به استلا علاقمند می باشد،اما در طرف دیگرش چارلی دوایر
(آماشی)،پیانیست گروه، نیز همین حس را نسبت به استلا دارد.راجر و چارلی بر سر
عشقشان،بیست و پنج سال نبرد می کنند.در این حین،راجر با جری (مرمان) ،خواننده ای
دیگر،آشنا می شود و استلا تصمیم می گیرد که به برادوی برود و با چارلی ازدواج کند.پس
از بسیاری از اتفاقات و ماجراهای آن دوران نظیر جنگ جهانی اول،همگی مجددا همدیگر
را می بینند و دوباره مانند گذشته ها با یکدیگر بهمکاری می پردازند.
501Must-See Movies: Dead of Night
والتر کریگ (جانز)،آرشیتکتی که با گروهی از
اشخاص برای نخستین بار دیدار می کند،درمی یابد که تمام این تجربه ها را قبلا در
رویای خود دیده است.همانطور که هر فرد داستان خود از روبروی با رویدادهای ماورا
طبیعی را نقل می کند،او بیشتر این رویا را بیاد می آورد،و در نهایت بیاد می آورد
که چگونه این رویا به یک کابوس بدل می گردد.
501Must-See Movies: The Best Years of Our Lives
این فیلم همانند موضوعش که درباره مردانیست که
از جنگ بازمی گردند،به زمان خاصی تعلق ندارد و به نظر برای تمامی دوران هاست.این
افراد چگونه می توانند پس از آنهمه فجایع که با چشم خود دیده و آنهمه رنج و آسیبی
که کشیده اند،مجددا به زندگی عادی و روزمره خود در وطن بازگردند؟سه بازیگر اصلی
وایلر هریک اهریمنی درون خود دارند که باید با آن کنار آیند و آنها باید بگونه ای
تلاش کنند تا تجربیات خود از جنگ جهانی دوم را با زندگی خانوادگی و زندگی عادی شهر
بون وفق دهند.ال (مارچ) می باید سعی کند تا دو فرزندش را که بسیار تغییر کرده
اند،بخوبی بشناسد و درک کند.او ابتدا به نظر می رسد که به شرایط عادی زندگی سابق
خود بازگشته است و حتی به سرکارش در بانک باز می گردد،اما به نظر جنگ او را به شکل
برگشت ناپذیری تغییر داده است و تصمیم او در قبال یکی از همکارن سابقش که پذیرفته
بود به او بدون طی روال اداری و کاغذبازی ها وام بدهد،تغییر کرده بود.
501Must-See Movies: Modern Times
ولگرد (چاپلین) یک کارگر کارخانه است که کارش
سفت کردن پیچ های یک قطعه ماشین آلات روی نوار نقاله می باشد.از او بعنوان یک موش
آزمایشگاهی برای تست "ماشین غذا دهی بیلوز"،دستگاهی که بصورت خودکار به
افراد در حین کار غذا می دهد با این شعار که "برای خوردن نهار توقف نکن،از
رقبا پیش باش"، استفاده می شود.پس از یک اختلال بامزه در کار ماشین،او تحت
فشار دستگاه طاقت نمی آورد و پریشان و دیوانه شده و به دیوانه خانه فرستاده می
شود.پس از رهاییش از آسایشگاه،او به اشتباه و با فرض کمونیست بودن دستگیر شده و به
زندان می افتد.پس از آزادی از زندان،او زندگی را خیلی سخت و دشوار می یابد و تصمیم
می گیرد تا به هر طریقی به زندان بازگردد،اما در این کار ناموفق است.زندگی او به
اتفاق با دختری دربه در و یتیم (گدارد) پیوند می خورد که در انتهای فیلم این دو
دیده می شوند که دست در دست هم در یک جاده خارج از شهر در حال قدم زدن هستند.
نقد فیلم The Tree of Life
زندگی در این فیلم هیپنوتیزم کننده ترنس مالیک
یعنی "درخت زندگی"،آغاز می شود و پایان می یابد،و سپس دوباره آغاز می
شود و پایان می یابد.جهان که در این فیلم با ترکیبات فناوری CGI (تصویر
پردازی کامپیوتری) بی نظیر و نماهای باز با شفافیتی کامل ساخته شده و به نظر باعث
حسادت سازنده برنامه "سیاره زمین (Planet Earth)" می شود،دارای وضعیتی پی در پی از هیجان و
شادی،بسط و انفجار،خیزش و آرامش است.مالیک شدیدا گوشه گیر و درونگرا،بهمراه این
تصاویر از قطعات موسیقی باخ،مالر و هولست بعنوان پیش درآمد استفاده می کند.دایناسوری
شکاری می خواهد جان یک بلنچیلوفوساروس ضعیف و کوچک را بگیرد و در همین حال،سلول ها
تقسیم می شوند،بهم برخورد می کنند و منعقد می گردند تا زندگی بشری شکل بگیرد؛یک
زندگی به شکل خانواده اوبراین،خانواده ای پنج نفره در دهه پنجاه ساکن حومه واکو در
تگزاس که در آن مه DDT (نوعی ماده شیمیاهی حشره کش) و تماشای یک لباس شب نازک،به
توتم و روح محافظ بلوغ رو به رشد و نا آرام فرزند بزرگ اوبراین،جک (هانتر مک کرکن)
تبدیل می شوند.
اشتراک در:
پستها (Atom)






